انواع ماژول فیبر نوری یوبیکیوتی

انواع ماژول فیبر نوری یوبیکیوتی و جایگاه آن‌ها در طراحی مهندسی شبکه

نقشه دقیق خانواده‌ها، استانداردها و کاربردهای واقعی در اکوسیستم Ubiquiti

وقتی از «نقشه دقیق خانواده‌ها، استانداردها و کاربردهای واقعی در اکوسیستم Ubiquiti» صحبت می‌کنیم، منظور صرفاً شناخت چند اسم تجاری یا چند استاندارد نوری نیست. این نقشه در واقع تلاشی است برای دیدن کل اکوسیستم انتقال نوری یوبیکیوتی به‌عنوان یک سیستم به‌هم‌پیوسته، نه مجموعه‌ای از قطعات جداگانه. در این اکوسیستم، ماژول فیبر نوری نقطه اتصال بین لایه فیزیکی و رفتار عملی شبکه است؛ جایی که استانداردهای جهانی فیبر، محدودیت‌های سخت‌افزاری تجهیزات یوبیکیوتی و سناریوی واقعی پروژه به هم می‌رسند.

یوبیکیوتی برخلاف بسیاری از Vendorهای Carrier یا Enterprise، سبد محصولاتش را حول سادگی، مقیاس‌پذیری و انعطاف طراحی کرده است. این موضوع باعث می‌شود که خانواده‌های ماژول فیبر در یوبیکیوتی هم به‌صورت لایه‌به‌لایه معنا پیدا کنند. یک لایه مربوط به فرم‌فکتور است؛ یعنی اینکه با SFP، SFP+ یا SFP28 طرف هستیم و در چه سطحی از ظرفیت لینک کار می‌کنیم. لایه بعدی، استاندارد نوری است که با طول موج، نوع فیبر و بودجه توان نوری تعریف می‌شود. لایه سوم، کاربرد واقعی در پروژه است؛ اینکه این ماژول قرار است در Access، Distribution، Aggregation، Core یا شبکه دسترسی FTTH استفاده شود.

در عمل، همین تفکیک لایه‌ای است که به ما اجازه می‌دهد بفهمیم چرا یک ماژول خاص در یک سناریو کاملاً منطقی است و در سناریوی دیگر هیچ جایگاهی ندارد. مثلاً ماژولی که از نظر استاندارد نوری کاملاً معتبر است، ممکن است در معماری UniFi Aggregation بهترین انتخاب باشد، اما در شبکه دسترسی یا لینک‌های بک‌هاول سبک اصلاً معنا نداشته باشد. برعکس، برخی ماژول‌ها در پروژه‌های ISP و UFiber نقش کلیدی دارند، اما در یک دیتاسنتر کوچک بیش‌ازحد تخصصی یا حتی غیرعملی هستند.

نکته مهم در این نقشه این است که یوبیکیوتی به‌شدت به استانداردهای باز پایبند است. بیشتر ماژول‌های فیبر در این اکوسیستم بر اساس همان استانداردهایی تعریف شده‌اند که در کل صنعت شبکه استفاده می‌شوند. SX، LX، SR، LR، ER یا BiDi نام‌هایی نیستند که یوبیکیوتی اختراع کرده باشد، بلکه زبان مشترک صنعت هستند. تفاوت یوبیکیوتی در این است که این استانداردها را در یک اکوسیستم ساده‌تر و یکپارچه‌تر کنار هم قرار داده و اجازه داده مهندس شبکه، بسته به سناریوی واقعی، از آن‌ها استفاده کند.

به همین دلیل، وقتی از کاربردهای واقعی صحبت می‌کنیم، باید فراتر از دیتاشیت نگاه کنیم. کاربرد واقعی یعنی اینکه یک ماژول در چه نوع توپولوژی معنا پیدا می‌کند، در چه سطحی از شبکه قرار می‌گیرد و با چه نوع تجهیزاتی هم‌نشین می‌شود. در اکوسیستم یوبیکیوتی، این هم‌نشینی اهمیت زیادی دارد، چون رفتار ماژول، سوییچ، Firmware و حتی مدل مدیریتی UniFi یا EdgeOS به هم وابسته است. نقشه خانواده‌ها دقیقاً برای همین طراحی می‌شود؛ اینکه بدانیم هر ماژول کجا نشسته، نه فقط چه مشخصاتی دارد.

ماژول‌های SFP یک گیگابیتی در یوبیکیوتی

SFP در یوبیکیوتی همان نقطه‌ای است که بسیاری از شبکه‌ها هنوز روی آن تکیه دارند. پروژه‌های Access، اتصال بین چند رک، لینک‌های توزیع در ساختمان، و حتی برخی لینک‌های بک‌هاول سبک، هنوز 1G را به‌عنوان ظرفیت قابل اتکا استفاده می‌کنند. در این سطح، انواع ماژول‌ها بیشتر بر اساس نوع فیبر و طول موج تعریف می‌شوند.

ماژول‌های Multi Mode در کلاس 1G معمولاً با عنوان SX شناخته می‌شوند. SX به‌طور معمول روی طول موج 850 نانومتر کار می‌کند و برای فیبرهای چندمد OM2، OM3 و OM4 طراحی شده است. در رک‌ها و مسیرهای کوتاه، SX هنوز یک گزینه رایج است و در تجهیزات یوبیکیوتی هم به‌صورت گسترده پشتیبانی می‌شود. در پروژه‌های سازمانی که کابل‌کشی داخلی از قبل Multi Mode بوده، SX عملاً همان چیزی است که اجازه می‌دهد بدون تغییر زیرساخت، ارتباط فیبری برقرار شود.

در مقابل، ماژول‌های Single Mode در کلاس 1G معمولاً با عنوان LX شناخته می‌شوند. LX روی طول موج 1310 نانومتر کار می‌کند و برای ارتباط‌های طولانی‌تر طراحی شده است. وقتی در پروژه با مسیرهای چند کیلومتری روبه‌رو هستید یا کابل‌کشی شما Single Mode است، LX وارد بازی می‌شود. در بسیاری از پروژه‌های بیرونی، Single Mode به‌دلیل انعطاف بیشتر در مسافت، انتخاب غالب است و یوبیکیوتی هم از آن در سناریوهای متنوع پشتیبانی می‌کند.

در کنار این‌ها، گونه‌هایی وجود دارند که برای مسافت‌های بلندتر از 10 کیلومتر تعریف می‌شوند و معمولاً تحت عنوان‌های EX یا ZX شناخته می‌شوند. این‌ها در اکوسیستم یوبیکیوتی هم قابل استفاده‌اند، مخصوصاً وقتی از سوییچ‌هایی استفاده می‌کنید که محدودیت سخت‌افزاری خاصی ندارند و بحث فقط روی استاندارد نوری است. در پروژه‌هایی که بین دو سایت شهری یا بین ساختمان‌های دور از هم اتصال 1G نیاز دارند، این کلاس‌ها کاربرد پیدا می‌کنند.

در همین خانواده 1G، دسته دیگری هم وجود دارد که کمتر درباره‌اش حرف زده می‌شود اما در پروژه‌ها زیاد دیده می‌شود و آن ماژول‌های BiDi است. BiDi به جای استفاده از دو رشته فیبر برای ارسال و دریافت، روی یک رشته Single Mode کار می‌کند و با دو طول موج متفاوت برای Tx و Rx ارتباط را برقرار می‌کند. این خانواده در شرایطی مطرح می‌شود که محدودیت فیبر وجود دارد و یک رشته بیشتر در دسترس نیست. در یوبیکیوتی هم BiDi قابل استفاده است، به شرط اینکه جفت درست Tx/Rx در دو سمت لینک نصب شود و طول موج‌ها مکمل هم باشند.

ماژول‌های SFP+ ده گیگابیتی در یوبیکیوتی

وقتی وارد 10G می‌شویم، تنوع ماژول‌ها در ظاهر شبیه 1G است، اما عملاً هر کلاس نقش متفاوتی در طراحی شبکه دارد. 10G در یوبیکیوتی بیشتر در اتصال‌های Uplink، در Aggregation و در Core سبک یا نیمه‌حرفه‌ای دیده می‌شود، مخصوصاً در UniFi Switch Aggregation یا مدل‌های Pro و Enterprise.

در 10G، ماژول‌های Multi Mode معمولاً با عنوان SR شناخته می‌شوند. SR هم مانند SX روی 850 نانومتر کار می‌کند و برای ارتباط کوتاه در رک یا بین رک‌های نزدیک طراحی شده است. وقتی سوییچ‌های یوبیکیوتی را در یک اتاق سرور به هم متصل می‌کنید و فیبر Multi Mode دارید، SR همان کلاس استاندارد است.

برای Single Mode در 10G، ماژول‌های LR رایج‌ترین گزینه هستند. LR روی 1310 نانومتر کار می‌کند و برای مسیرهای چند کیلومتری طراحی شده است. در شبکه‌هایی که Core از طریق فیبر Single Mode بین دو ساختمان یا دو ناحیه کمپانی کشیده شده، LR یک انتخاب کلاسیک است و در تجهیزات یوبیکیوتی هم حضور پررنگی دارد.

اگر مسیرهای طولانی‌تر مطرح باشد، کلاس ER وارد می‌شود که معمولاً برای حدود 40 کیلومتر تعریف می‌شود و طول موج آن اغلب 1550 نانومتر است. این کلاس در پروژه‌هایی مثل ارتباط بین دو POP یا بین دو شهر کوچک کاربرد دارد، البته به شرط اینکه بودجه نوری و کیفیت مسیر اجازه بدهد. بعد از ER، کلاس ZR هم در بازار وجود دارد که برای مسافت‌های خیلی بلند طراحی شده، اما در اکوسیستم یوبیکیوتی بیشتر در سناریوهای خاص دیده می‌شود، چون معمولاً در سطح طراحی و هزینه وارد قلمرو تجهیزات Carrier می‌شویم.

در 10G هم BiDi وجود دارد و حتی در پروژه‌هایی که محدودیت تار فیبر جدی است، از محبوب‌ترین گزینه‌هاست. BiDi ده گیگابیتی معمولاً هزینه بیشتری نسبت به LR دارد، اما وقتی تنها یک تار آزاد دارید، عملاً تنها راه تبدیل یک مسیر به لینک فعال 10G است. در پروژه‌های صنعتی یا سایت‌هایی که فیبر قدیمی و محدود دارند، این خانواده معنی پیدا می‌کند.

در کنار ماژول‌های نوری، یک خانواده دیگر هم در پورت‌های SFP+ وجود دارد که از نظر فنی فیبر نیست، اما در طراحی شبکه کنار فیبر قرار می‌گیرد و خیلی وقت‌ها جایگزین آن می‌شود و آن ماژول‌های DAC هستند. کابل DAC در واقع یک کابل مسی Twinax با کانکتور SFP+ در دو سر است که برای فاصله‌های کوتاه داخل رک استفاده می‌شود. در بسیاری از طراحی‌های یوبیکیوتی، مخصوصاً بین سرور و سوییچ یا بین دو سوییچ نزدیک، DAC به‌عنوان یک نوع «ماژول اتصال» مطرح می‌شود چون عملاً همان پورت SFP+ را مصرف می‌کند و رفتار لینک را تعریف می‌کند. DAC به دو نوع Passive و Active تقسیم می‌شود و در محیط‌های رک، یکی از رایج‌ترین گزینه‌هاست.

نوع دیگری که در پروژه‌ها زیاد کنار SFP+ می‌آید AOC است. AOC یک کابل Active Optical است که در ظاهر شبیه DAC است، اما در داخل به جای مس از فیبر استفاده می‌کند و معمولاً برای فاصله‌های بیشتر از DAC در همان فضای رک یا بین رک‌های نزدیک استفاده می‌شود. AOC هم به‌نوعی در دسته «گزینه‌های پورت SFP+» قرار می‌گیرد و در یوبیکیوتی هم قابل استفاده است، به‌خصوص وقتی بخواهید نصب ساده‌تری نسبت به فیبر و پچ‌کورد داشته باشید.

ماژول‌های SFP28 بیست و پنج گیگابیتی در تجهیزات جدیدتر یوبیکیوتی

در برخی مدل‌های جدیدتر و حرفه‌ای‌تر یوبیکیوتی که پورت‌های 25G ارائه می‌دهند، ماژول SFP28 مطرح می‌شود. از نظر شکل فیزیکی شبیه SFP+ است، اما برای نرخ بالاتر طراحی شده و کلاس‌های نوری آن معمولاً به SR و LR و گاهی ER تقسیم می‌شوند، با همین منطق Multi Mode و Single Mode. در پروژه‌هایی که از سوییچ‌های لبه دیتاسنتری یا Aggregation پرظرفیت استفاده می‌شود، SFP28 به‌عنوان یک مسیر ارتقای منطقی از 10G مطرح است و بسیاری از اصول انتخاب و طراحی آن مشابه 10G است، فقط تلورانس‌ها و حساسیت‌ها بالاتر می‌شوند.

خانواده UFiber در اکوسیستم یوبیکیوتی

UFiber را باید جدا از SFPهای معمول دید، چون بیشتر برای سناریوهای دسترسی و FTTx معنی دارد. در UFiber، شما با مفاهیمی مثل OLT و ONU/ONT سروکار دارید و ماژول‌ها گاهی نقش اپتیک‌های PON را بازی می‌کنند، نه صرفاً یک ترنسیور اترنت.

در این حوزه، دو فناوری اصلی GPON و EPON مطرح هستند که هر کدام کلاس‌های نوری متفاوتی دارند. کلاس‌های GPON معمولاً با نام‌هایی مثل B+ یا C+ شناخته می‌شوند که عملاً به بودجه توان نوری و در نتیجه به طول مسیر و تعداد Split اشاره دارند. در معماری‌های FTTH، انتخاب کلاس اپتیکی فقط به مسافت مربوط نیست، به تعداد انشعاب‌ها و Split Ratio هم وابسته است. یوبیکیوتی با UFiber تلاش کرده این مسیر را برای پروژه‌های ISP ساده‌تر کند و مجموعه‌ای از OLT و ONUها را ارائه بدهد که با هم هماهنگ هستند و مدیریت متمرکزتری دارند.

در پروژه‌هایی که یوبیکیوتی برای دسترسی استفاده می‌شود، شناخت UFiber یعنی شناخت یک دنیای متفاوت از SFP/SFP+، چون شما با شبکه اشتراکی PON و رفتارهای خاص آن روبه‌رو هستید. با این حال، از نظر نگاه دسته‌بندی، UFiber هم در نهایت به «نوع اپتیک» و «کلاس نوری» تقسیم می‌شود و این‌ها همان چیزی هستند که باید برای شناخت انواع ماژول‌ها در ذهن داشته باشید.

نوع کانکتور و فرم‌فکتور در ماژول‌های یوبیکیوتی

تقریباً در همه خانواده‌های نوری یوبیکیوتی، کانکتور LC رایج‌ترین گزینه است. دلیلش هم واضح است؛ LC کوچک است، در چگالی بالا خوب جواب می‌دهد و استاندارد عمومی ماژول‌های SFP و SFP+ است. در برخی سناریوها ممکن است با SC یا کانکتورهای دیگر روی پچ‌پنل مواجه شوید، اما ماژول در سمت سوییچ معمولاً LC می‌خواهد و تبدیل در لایه پچ انجام می‌شود.

از نظر فرم‌فکتور هم سه سطح اصلی داریم. SFP برای 1G، SFP+ برای 10G و SFP28 برای 25G. این تقسیم‌بندی، همان پایه‌ای است که تمام انواع ماژول‌های فیبر یوبیکیوتی روی آن سوار می‌شوند. شما هر کلاس نوری را، چه SR چه LR چه BiDi، در نهایت باید روی فرم‌فکتور درست بنشانید.

جمع‌بندی

انواع ماژول فیبر نوری یوبیکیوتی را اگر بخواهیم به شکل کاربردی و مهندسی بشناسیم، باید به سه محور نگاه کنیم. محور اول فرم‌فکتور و نرخ لینک است که تعیین می‌کند در دنیای SFP، SFP+ یا SFP28 هستیم. محور دوم نوع فیبر و طول موج است که خانواده‌هایی مثل SX و SR در Multi Mode و LX و LR در Single Mode را شکل می‌دهد. محور سوم هم کلاس‌های خاص مثل ER و ZR برای مسیرهای بلندتر یا BiDi برای استفاده از یک تار فیبر است. در کنار این‌ها، UFiber هم جهان مخصوص خودش را دارد که بیشتر در پروژه‌های دسترسی و PON معنا پیدا می‌کند.

وقتی این نقشه در ذهن روشن باشد، انتخاب و طراحی ساده‌تر می‌شود، چون دیگر ماژول‌ها به‌عنوان اسم‌های پراکنده دیده نمی‌شوند، بلکه هر کدام جای مشخصی در معماری ارتباطی شبکه پیدا می‌کنند.

وینو سرور؛ مرجع تخصصی ماژول‌های فیبر یوبیکیوتی در پروژه‌های واقعی

شناخت انواع ماژول‌های فیبر یوبیکیوتی فقط به دانستن نام‌ها خلاصه نمی‌شود. چیزی که در پروژه به درد می‌خورد این است که بدانید در اکوسیستم یوبیکیوتی، هر خانواده ماژول دقیقاً کجا می‌نشیند و با چه سناریوهایی بیشترین تطابق را دارد. وینو سرور با تمرکز تخصصی روی تجهیزات یوبیکیوتی و تجربه عملی در طراحی و پیاده‌سازی لینک‌های فیبر، برای بسیاری از کارشناسان شبکه به یک مرجع قابل اتکا تبدیل شده؛ جایی که به‌جای اطلاعات پراکنده، یک تصویر مهندسی و قابل استفاده از انواع ماژول‌ها دریافت می‌کنید.

امتیاز
تصویر وینو سرور

وینو سرور

وینو سرور، اولین استارتاپ ارائه تجهیزات و سیستم های سخت افزاری، به صورت مستقیم از تولید کننده به مصرف کننده است. همواره تلاش مجموعه بر این اصل استوار بوده است تا مشتریان بتوانند بهترین سیستم را برای پروژه خود انتخاب کرده و با مناسب‌ترین قیمت، آن را تهیه کنند. تیم وینو سرور، همواره سعی می‌کند تا جامع‌ترین خدمات را به مشتریان ارائه دهد تا خرید را برای شما به کاری لذت‌بخش و آسان تبدیل کند.

پست ها

مطلع شدن از پست های جدید

می‌خواهم اولین نفری باشم که از مقاله‌هایی که در وینو سرور منتشر می‌شود، آگاه شوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگو وینو سرور
×
نمودار قیمت
آخرین قیمت:
تومان
در حال آماده‌سازی...